قبل از هر چیز لازم میدووونم از همه ی دوووستان معذرت خواهی کنم که وبلاگمو اینقدر دیر آپ کردم (البته اگه براتووون مهمه!!!) تووو این مدت سرم خیلی شلوووغ بووود بازم ببخشید
بار خدایا!
آنچه را که تو از من به آن آگاه تری بر من ببخشای اگر من باز مرتکب آن کار گردم تو باز بر من ببخشای
بارخدایا!
از پیمانی که در دل با تو بسته ام و به آن کار نکرده ام بر من ببخشای
بارخدایا!
آنچه را که با آن به زبان به تو نزدیکی جستم سپس دل با آن مخالفت ورزید بر من ببخشای
بارخدایا!
از گناهی که با اشارتهای گوشه چشم و با گفتارهای بیجا و خواهشهای دل و لغزشهای زبان از من سرزده بر من ببخشای
نوشته شده توسط
عماد میلانلووو در
دوشنبه بیست و پنجم تیر 1386 ساعت
12:2
( )
فرا رسیدن 31 خرداد سالروووز شهادت بزرگ مرد تاریخ جبهه ها شهید مصطفی چمران را گرامی می داریم و در زیر بخشی از یکی از مشهووورترین یادداشت های او را می خوانیم:
هو
قربانی عشق – سوختن – خاکستر شدن – فنا شدن
برای کسیکه در صحنه های جنگ آماده شهادت و فداکاری و ایثار است و همه روووزه این فداکاری را تجربه می کند، همه روووزه شهید می شود، با شهادت دوست و انیس و همدم است.
برای کسیکه در آتش غم و درد می سوووزد، سوختن حیات اوووست، رنج کشیدن طبیعت ثانوی اووو شده است، عادت دارد در غم و درد کثیف و ظلم و ستم و فساد می گذرد، آنجا که می خواهد در آغوووش معشوووق بسوووزد، برای معبووود خود را فدا کند، از درد و رنج عالم برهد چه لذت بخش است، چه سهل و ساده است، چقدر گوارا و مطبوووع است سوووختن و محو شدن و قربانی شدن در آغوووش محبوووب.
کسیکه همه روووزه به استقبال مرگ میرود – ولی مرگ از مقابل اووو می گذرد – همه روووزه می خواهد به افتخار شهادت نایل آید – از زیر بار کوووه غم و درد برهد – اما قضا و قدر اجازه نمی دهد – آنجا آتش عشق بر اووو می وزد و سراپای اووو را می سوووزاند – و اووو را آزاد می کند که تشنه ایثار، کشته عشق، پروانه وار به دور شمع شهادت می گردد.
آه. آه. آه از ظلمت جهل و آتش شکنجه و طوووفان افترا