نوشته شده توسط
عماد میلانلووو در
جمعه بیست و هشتم اردیبهشت 1386 ساعت
20:2
رد پا ( )
تصویری داشتم خیال کردم که در ساحل دریا با خدا قدم می زنم در آسمان تصویری از زندگی خود دیدم همه جا دو رد پا بووود یکی از آن من و دیگری جای پای خدا بووود. وقتی در آخرین تصویر زندگیم به روووی شنها نگاه کردم دیدم که گاهی فقط یک رد پا می بینم. دریافتم که اینها در سخت ترین مواقع زندگیم بووود. از خدا پرسیدم خدایا فرمووودی اگر به تو ایمان آورم هرگز تنهایم نخواهی گذاشت چرا در سخت ترین مواقع زندگی رد پایی از تو نمی بینم؟ چرا در آن اوقات رهایم کردی؟
فرمووود: همیشه تو را دوووست دارم و هرگز تنهایت نگذاشته و نخواهم گذاشت اگر در سخت ترین اوقات فقط یک رد پا می بینی آن رد پای من است که تو را به دوش کشیده ام.