ذوالنووون
درباره ...
|
لوگوي خود را در اينجا قرار دهيد.
|
لینک های روزانه
جستجو گر
آمار وبلاگ
آمار بازدید : نفر
افراد آنلاين :
نفر
طراح قالب
نیایش ( )
درووود
قبل از هر چیز لازم میدووونم از همه ی دوووستان معذرت خواهی کنم که وبلاگمو اینقدر دیر آپ کردم (البته اگه براتووون مهمه!!!) تووو این مدت سرم خیلی شلوووغ بووود بازم ببخشید
بار خدایا!
آنچه را که تو از من به آن آگاه تری بر من ببخشای اگر من باز مرتکب آن کار گردم تو باز بر من ببخشای
بارخدایا!
از پیمانی که در دل با تو بسته ام و به آن کار نکرده ام بر من ببخشای
بارخدایا!
آنچه را که با آن به زبان به تو نزدیکی جستم سپس دل با آن مخالفت ورزید بر من ببخشای
بارخدایا!
از گناهی که با اشارتهای گوشه چشم و با گفتارهای بیجا و خواهشهای دل و لغزشهای زبان از من سرزده بر من ببخشای
نهج البلاغه خطبه ۷۸
نوشته شده توسط
عماد میلانلووو در
دوشنبه بیست و پنجم تیر 1386 ساعت
12:2
( )
فرا رسیدن 31 خرداد سالروووز شهادت بزرگ مرد تاریخ جبهه ها شهید مصطفی چمران را گرامی می داریم و در زیر بخشی از یکی از مشهووورترین یادداشت های او را می خوانیم:

هو
قربانی عشق – سوختن – خاکستر شدن – فنا شدن
برای کسیکه در صحنه های جنگ آماده شهادت و فداکاری و ایثار است و همه روووزه این فداکاری را تجربه می کند، همه روووزه شهید می شود، با شهادت دوست و انیس و همدم است.
برای کسیکه در آتش غم و درد می سوووزد، سوختن حیات اوووست، رنج کشیدن طبیعت ثانوی اووو شده است، عادت دارد در غم و درد کثیف و ظلم و ستم و فساد می گذرد، آنجا که می خواهد در آغوووش معشوووق بسوووزد، برای معبووود خود را فدا کند، از درد و رنج عالم برهد چه لذت بخش است، چه سهل و ساده است، چقدر گوارا و مطبوووع است سوووختن و محو شدن و قربانی شدن در آغوووش محبوووب.
کسیکه همه روووزه به استقبال مرگ میرود – ولی مرگ از مقابل اووو می گذرد – همه روووزه می خواهد به افتخار شهادت نایل آید – از زیر بار کوووه غم و درد برهد – اما قضا و قدر اجازه نمی دهد – آنجا آتش عشق بر اووو می وزد و سراپای اووو را می سوووزاند – و اووو را آزاد می کند که تشنه ایثار، کشته عشق، پروانه وار به دور شمع شهادت می گردد.
آه. آه. آه از ظلمت جهل و آتش شکنجه و طوووفان افترا
نوشته شده توسط
عماد میلانلووو در
جمعه یکم تیر 1386 ساعت
12:4
اولین اعلامیه حقوق بشر ( )
متن زیر بخشهایی از منشور آزادی کورش بزرگ (اولین اعلامیه حقوق بشر) است که در 2547 سال پیش و هنگام ورود کورش بزرگ به بابل نگاشته شده است. تاریخ نگاران زمان دقیق نگارش آن را در روز 14 مهر ماه دانسته اند. این کتیبه در سال 1879 م. (1258 ه.ش) در شهر باستانی بابل در بین النهرین یافت شده و زبان آن بابلی نو (اکدی) است.

اینک بند های نوزدهم به بعد که از زبان خود کورش است را با هم می خوانیم:
منم کورش، شاه جهان، شاه بزرگ، شاه توانمند، شاه بابل، شاه سومر و اَکد، شاه چهار گوشه جهان. پسر کمبوجیه شاه بزرگ، نوه کورش شاه بزرگ، نبیره چیش پیش شاه بزرگ....
آنگاه که بدون جنگ و پیکار وارد بابل شدم، همه مردم گامهای مرا با شادمانی پذیرفتند. در بارگاه شاهان بابل بر تخت شهریاری نشستم، مردوک (خدای بزرگ بابل) دلهای پاک مردم بابل را متوجه من کرد، زیرا من او را ارجمند و گرامی داشتم.
ارتش بزرگ من به صلح و آرامی وارد بابل شد. نگذاشتم رنج و آزاری به مردم این شهر و این سرزمین وارد آید. وضع داخلی بابل و جایگاه های مقدسش قلب مرا تکان داد. من برای صلح کوشیدم.
من برده داری را برانداختم، به بدبختی آنان پایان بخشیدم. فرمان دادم که همه مردم در پرستش خدای خود آزاد باشند و آنان را نیازارند. فرمان دادم که هیچ کس اهالی شهر را از هستی ساقط نکند.
مردوک خدای بزرگ از کردار من خشنود شد، او برکت و مهربانی اش را ارزانی داشت. ما همگی شادمانه و در صلح و آشتی مقام بلندش را ستودیم.
من همه شهرهایی را که ویران شده بود از نو ساختم. فرمان دادم تمام نیایشگاه هایی که بسته شده بودند را بگشایند. همه خدایان این نیایشگاه ها را به جا های خود بازگرداندم.
همه مردمانی که پراکنده و آواره شده بودند را به جایگاه های خود بازگرداندم و خانه های ویران آنان را آباد کردم. همه مردم را به همبستگی فراخواندم. همچنین پیکره خدایان سومر و اکد را که نبونید (پادشاه قبلی و ظالم بابل) بدون واهمه از خدای بزرگ به بال آورده بود، به خشنودی مردوک خدای بزرگ و به شادی و خرمی به نیایشگاه های خودشان بازگرداندم. باشد که دل آنها شاد گردد.
بشود که خدایانی که آنان را به جایگاه های مقدس نخستینشان بازگرداندم، هر روز در پیشگاه خدای بزرگ برایم زندگانی بلند خواستار باشند. بشود که سخنان پربرکت و نیک خواهانه برایم بیابند. بشود که آنان به خدای من مردوک بگویند "به کورش شاه، پادشاهی که تو را گرامی می دارد و پسرش کمبوجیه، جایگاهی در «سرای سپند» ارزانی دار"
من برای همه مردم جامعه ای آرام فراهم ساختم و صلح و آرامش را به تمامی مردم اعطا کردم.
نوشته شده توسط
عماد میلانلووو در
یکشنبه بیست و هفتم خرداد 1386 ساعت
20:34
عشق و امید ( )
ای جوان
تو میدانی و همه میدانند که زندگی از تحمیل لبخندی بر لبان من، از آوردن برق امیدی در نگاه من و از برانگیختن موج شعفی در دل من عاجز است.
تو میدانی و همه میدانند که شکنجه دیدن به خاطر تو، زندانی کشیدن به خاطر تو و رنج بردن به پای تو تنها لذت بزرگ زندگی من است، از شادی توست که من در دل می خندم، از امید رهایی توست که برق امید در چشمان خسته ام می درخشد و از خوشبختی توست که هوای پاک سعادت را در ریه هایم احساس می کنم، نمی توانم خوب حرف بزنم، نیروی شگفتی را که در زیر این کلمات ساده و جمله های ضعیف و افتاده پنهان کرده ام، دریاب! دریاب!
من تو را دوست دارم، همه زندگیم و همه روزها و شبهای زندگیم، هر لحظه از زندگیم بر این دوستی شهادت می دهند شاهد بوده اند و هستند، آزادی تو مذهب من است، خوشبختی تو عشق من است و آینده ی تو تنها آرزوی من است.
دکتر علی شریعتی
نوشته شده توسط
عماد میلانلووو در
دوشنبه چهاردهم خرداد 1386 ساعت
17:12
خدا همه جا هست ( )
هر لحظه به شکلی بت عیار بر آمد دل برد و نهان شد
هر دم به لباس دگر آن یار برآمد گه پیر و جوان شد
گاهی به تک طینت صلصال فرو رفت غواص معانی
گاهی ز تک کهگل فخار برآمد زان پس به میان شد
گه نوح شد و کرد جهانی به دعا غرق خود رفت به کشتی
گه گشت خلیل و به دل نار برآمد آتش گل از آن شد
یوسف شد و از مصر فرستاد قمیصی روشنگر عالم
از دیده یعقوب چو انوار برآمد تا دیده عیان شد
حقا که همو بود که اندر ید بیضا می کرد شبانی
در چوب شد و بر صفت مار برآمد زان فخر کیان شد
می گشت دمی چند بر این روی زمین او از بهر تفرج
عیسی شد و بر گنبد دوار برآمد تسبیح کنان شد
بالجمله همو بود که می آمد می رفت هر قرن که دیدی
تا عاقبت آن شکل عرب .وار برآمد دارای جهان شد
منسوخ چه باشد چه تناسخ به حقیقت آن دلبر زیبا
شمشیر شد و در کف کرار برآمد قتال زمان شد
نی نی که همو بود که می گفت انالحق در صوت الهی
منصور نبود آنکه بر آن دار برآمد نادان به گمان شد
رومی سخن کفر نگفته است و نگوید منکر نشویدش
کافر بود آن کس که به انکار برآمد از دوزخیان شد
منسوب به « مولانا جلال الدین محمد بلخی»
نوشته شده توسط
عماد میلانلووو در
جمعه بیست و هشتم اردیبهشت 1386 ساعت
20:2
مطالب پیشین
|
کپی برداری از مطالب وبلاگ فقط با ذکر منبع مجاز میباشد . All Rights Reserved 2005-2006 © by zonnooon |
